مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

573

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

بيرون آوردند و قريش آنها را نصب كردند و به عبادتشان پرداختند . چنين است روايت ، و خداى بهتر داند . سپس مردم همچنان به عبادت بتها پرداختند . بعضى آنها را در برابر خداوند وسيله قرار مىدادند و بعضى نيز از راه همانندى آنها با بهترين صورتها ، آنها را خوش يافتند . بعضى به تقليد آنها را پرستيدند . تا آنجا كه دسته‌اى آتش را و بعضى خورشيد را و جمعى آب را و بعضى درخت را و قومى كركس را و قومى يوز را و مردمى بشر را و مردمى فرشتگان را و قومى ستارگان را و مردمى سنگها را پرستيدند . بر روى هم همگى جز مسلمانان و دسته‌اى از يهود ، علاوه بر خدا ، چيزهايى را مىپرستند . در يادكرد مذاهب مجوس و شرايع ايشان بدان كه ايشان دسته‌هايى هستند از جمله لغريّه [ 1 ] و بهافريديّه و خرميّه و هيچ قومى به اندازهء ايشان سبكسر و اهل تخليط نيستند . بعضى از ايشان قايل به دو خدايند مانند منانيّه و بعضى به سه معتقدند مانند مرقونيّه . بعضى از ايشان آتش و خورشيد و ماه و ستارگان را مىپرستند و معتقدند كه خداى قديم جاودانه است و او اهرمن را آفريد كه در نظر ايشان به منزلهء ابليس است و اهرمن با وى به دشمنى برخاست و ستيزه آغاز كرد . گروهى ديگر برآنند كه آفريدگار انديشهء بد كرد و اين شرير خبيث و ضدّ او ، بى ارادهء وى حادث شد . و از ايشان‌اند زردشتيه كه به پيامبرى زردشت و سه پيغمبر از پس وى اقرار دارند و كتاب او را كه ابسطا نام دارد مىخوانند و آتش را براى نزديكى به خدا بزرگداشت مىكنند چرا كه آتش بزرگترين اسطقسهاست ، و بعضى معتقدند كه آتش فروغ خداوند است و بعضى معتقدند كه آتش بعضى از وجود خداوند است . مردار و هر چيزى را كه از درون انسان بيرون آمده باشد ، از هر منفذى كه باشد ، حرام مىشمارند و از اين روى است كه به گاه طعام خوردن زمزمه مىكنند و سه نماز مىخوانند كه با خورشيد ، در گردش است : يكى به هنگام طلوع و دومى در نصف النهار هر كدام به طول و عرض [ 2 ] و كسى را كه آن نماز را اعلام كند بزرگ مىشمارند و معتقدند كه ايشان هر گاه ارادهء شادى كنند بر اندوه و جنگ ابليس افزوده مىشود . ايشان خوردن و آشاميدن در ظرفهاى چوبى و سفالى را حرام مىدانند ، چرا كه اينها نجاست پذيرند . آنگاه كه بعد از طعام دستهايشان

--> [ 1 ] لغريه ( ؟ ) در متن بدون نقطه است . [ 2 ] عبارت افتادگى دارد .